الا يا ايهاالســاقي ادر کاسا و ناولها
که عشـــــــــــــــــق آســـــــــان نمود اول،
ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکـــاس و
آرايشـــــــــــــگر و فيلــــم و لــباس و تـــاج
و کفش و کيف و سـاک و سکه و شمش
و پلــــاک و شـمعــدان و ساعـت و زنجـير
و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها...
و از اين جــــــــــــــــور مشکلهـــــــــــا !

یکی از چالش های بزرگی که در کودکی من بودُ باهاش درگیر بودم
این بود که چه جوری
“فریبرز عربنیا” و “ابوالفضل پورعرب”
را از هم تفکیک کنم !!!
ادامه مطلب...